محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

51

خلاصة الحكمة ( فارسى )

باشد ، برسام نامند و اين حجاب ، غير حجابى است كه در آلات غذا و آلات تنفس حاجز است . و جمهور اين حجاب را ديافرغما خوانند و بعضى متعرض فى المعدة و الكبد را ديافرغما خوانند و اگر در غشايى كه متصل به سينه است باشد ، ذات الصدر گويند و اگر در غشا و سينه كه متصل پشت است باشد ، ذات العرض نامند . « 1 » ذُبحه ذُبَحَه : عامه به سكون باء مىخوانند ؛ ورمى است گرم كه در عضلات هر دو جانب حلقوم كه با آن بلع مىباشد به هم مىرسد به سبب غلبهء خون و امتلاى عروق آن ، و بعضى گفته‌اند كه ورم لوزتين است ؛ و بعضى گفته‌اند كه ورم عضل موضوع بر فم مرى و حلقوم و بطانه آن است . و گاه اطلاق ذبحه بر اختناق نيز مىنمايند و شيخ الرئيس فرقى ميان ورم عضلات هر دو جانب حلقوم و اختناق نگذاشته . « 2 » ذرب ذَرَب : اسهال معدى است به سبب سستى و نرمى معده از سوء مزاج رطب آن و يا كثرت رطوبات مجتمعهء در معده و يا انصباب مواد نزلى به معده و از معده به امعا يا انزلاق فضول و اين را اسهال دماغى نامند و يا به سبب قوّهء جاذبهء كبد كه غذا را از معده نتواند جذب نمود و در اين ، مدفوع مختلف الألوان ، سبز ، زرد و سفيد باشد و يا بر طرف شدن خمل معده به سبب اورام و يا غير آن و يا طعام ، هضم نايافته دفع گردد . و بعضى گفته‌اند كه جارى شدن شكم پىدرپى متصل به هم است و بعضى ديگر گفته‌اند كه هضم نايافتن طعام در معده و امعا است و نرسيدن و نفوذ نكردن در جميع بدن ، بلكه به طريق اسفل دفع شدن به چند دفعهء متصل به هم است و بعضى مرادف خلفه دانسته‌اند . « 3 »

--> ( 1 ) . محمد اكبر ارزانى ؛ ميزان الطب ، ص 80 . ( 2 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 71 . ( 3 ) . همان .